گفتاردرمانگر در حال ارزیابی تفاوت دیزآرتری و آپراکسی گفتار در بزرگسال پس از آسیب مغزی

تفاوت دیزآرتری و آپراکسی گفتار چیست؟ راهنمای کامل برای خانواده‌ها

دیزآرتری و آپراکسی گفتار هر دو می‌توانند باعث شوند گفتار فرد نامفهوم شود، اما علت و مسیر درمان آن‌ها یکسان نیست. در دیزآرتری، عضلات گفتار ممکن است ضعیف، کند، سفت یا ناهماهنگ باشند. در آپراکسی گفتار، عضلات معمولاً توانایی حرکت دارند، اما مغز برای برنامه‌ریزی و ترتیب‌دادن حرکت‌های لازم برای گفتن صداها و کلمات دچار مشکل می‌شود.

پاسخ کوتاه: دیزآرتری بیشتر مشکلِ اجرای عصبی‌عضلانی گفتار است؛ اما آپراکسی گفتار مشکلِ برنامه‌ریزی حرکت‌های گفتاری است. فرد مبتلا به دیزآرتری ممکن است صداها را به‌طور نسبتاً ثابت نادقیق تولید کند، در حالی که فرد مبتلا به آپراکسی گفتار معمولاً خطاهای متغیر، تلاش برای شروع کلمه و دشواری بیشتر در واژه‌ها یا جمله‌های طولانی‌تر دارد.

این تفاوت فقط یک اصطلاح تخصصی نیست. تشخیص درست به گفتاردرمانگر کمک می‌کند هدف درمان، تمرین‌ها، مقدار تکرار، راهبردهای ارتباطی و آموزش خانواده را متناسب با نیاز واقعی فرد تنظیم کند.


چرا دیزآرتری و آپراکسی گفتار با هم اشتباه گرفته می‌شوند؟

هر دو اختلال می‌توانند این تجربه را برای فرد و خانواده ایجاد کنند:

  • «می‌دانم چه می‌خواهم بگویم، اما درست از دهانم بیرون نمی‌آید.»
  • «کلماتم نامفهوم شده‌اند.»
  • «باید چند بار تلاش کنم تا دیگران منظورم را بفهمند.»
  • «وقتی خسته‌ام یا عجله دارم، گفتارم بدتر می‌شود.»

به همین دلیل، شنیدن گفتار نامفهوم به‌تنهایی برای تشخیص کافی نیست. گفتاردرمانگر باید بررسی کند که فرد:

  1. آیا عضلات گفتار را با قدرت و دامنهٔ کافی حرکت می‌دهد؟
  2. آیا خطاهای گفتاری او ثابت هستند یا از یک تلاش به تلاش دیگر تغییر می‌کنند؟
  3. آیا شروع‌کردن کلمه برای او دشوار است؟
  4. آیا با طولانی‌ترشدن کلمه، خطا بیشتر می‌شود؟
  5. آیا صدا، تنفس، رزونانس و آهنگ گفتار نیز تغییر کرده‌اند؟
  6. آیا هم‌زمان نشانه‌های آفازی یا اختلال زبان وجود دارد؟

گاهی فرد می‌تواند هم‌زمان دیزآرتری و آپراکسی گفتار داشته باشد. همچنین، پس از سکتهٔ مغزی ممکن است آفازی، آپراکسی و دیزآرتری به‌طور هم‌زمان یا با شدت‌های متفاوت دیده شوند.


دیزآرتری چیست؟

دیزآرتری یک اختلال حرکتی گفتار با منشأ عصبی است. در این اختلال، مغز، اعصاب یا عضلاتی که برای گفتار لازم هستند به‌خوبی عمل نمی‌کنند. فرد اغلب واژه و پیام خود را می‌داند، اما کنترل حرکت‌های گفتاری دچار مشکل می‌شود.

سامانه‌های مختلفی در تولید گفتار نقش دارند:

  • تنفس: تأمین و کنترل جریان هوا
  • صدا: تولید صوت در حنجره
  • رزونانس: تنظیم عبور صدا از دهان و بینی
  • تلفظ: حرکت زبان، لب‌ها، فک و کام
  • آهنگ گفتار: سرعت، ریتم، مکث، تأکید و زیر و بمی صدا

دیزآرتری می‌تواند یک یا چند سامانه را درگیر کند. برای مثال، یک فرد ممکن است صدای بسیار آرام داشته باشد، فرد دیگر تو‌دماغی صحبت کند و فردی دیگر گفتاری کند، خشن یا تکه‌تکه داشته باشد.

انجمن گفتار، زبان و شنوایی آمریکا (ASHA) دیزآرتری را اختلالی در کنترل عصبی‌عضلانی گفتار می‌داند که می‌تواند قدرت، سرعت، دامنه، پایداری، تون عضلانی یا دقت حرکت‌های گفتاری را تغییر دهد.


آپراکسی گفتار چیست؟

آپراکسی گفتار، یک اختلال عصبی در برنامه‌ریزی و برنامه‌نویسی حرکتی گفتار است. در این حالت، فرد معمولاً می‌داند چه می‌خواهد بگوید، ساختارهای دهان و صورتش ممکن است قدرت مناسبی داشته باشند و درک زبان او نیز ممکن است حفظ شده باشد؛ اما مغز برای انتخاب، ترتیب‌دادن و انتقال دقیق فرمان حرکت‌های لازم برای تولید صداها و هجاها با دشواری روبه‌رو می‌شود.

برای مثال، گفتن یک کلمهٔ کوتاه و آشنا شاید برای فرد آسان‌تر باشد، اما وقتی بخواهد همان کلمه را در یک جملهٔ طولانی یا با سرعت بیشتر بگوید، خطاهایش بیشتر شوند.

ویژگی‌های رایج آپراکسی گفتار می‌توانند شامل موارد زیر باشند:

  • تلاش آشکار برای پیدا‌کردن وضعیت درست دهان
  • شروع دشوار گفتار
  • خطاهای متغیر در یک کلمه
  • اصلاح‌کردن خود پس از خطا
  • دشواری بیشتر در کلمات طولانی‌تر یا پیچیده‌تر
  • مکث‌های غیرعادی بین هجاها یا کلمات
  • تغییر در آهنگ طبیعی گفتار
  • بهتر‌بودن تولید خودکار برخی عبارت‌های آشنا نسبت به گفتار ارادی

ASHA دربارهٔ آپراکسی اکتسابی گفتار توضیح می‌دهد که این اختلال، بر توانایی برنامه‌ریزی توالی حرکت‌های لازم برای گفتار اثر می‌گذارد؛ نه صرفاً بر قدرت عضلات گفتاری.


تفاوت اصلی دیزآرتری و آپراکسی گفتار در یک نگاه

ویژگیدیزآرتریآپراکسی گفتار
مشکل اصلیاجرای عصبی‌عضلانی حرکت‌های گفتاربرنامه‌ریزی و توالی حرکت‌های گفتار
قدرت عضلات گفتارممکن است کاهش پیدا کندمعمولاً ضعف عضلانی، علت اصلی نیست
حرکت زبان و لبممکن است کند، ضعیف، محدود یا لرزان باشدممکن است در معاینهٔ ساده نسبتاً مناسب باشد
خطاهای تولید صدااغلب ثابت‌تر و قابل‌پیش‌بینی‌ترمعمولاً متغیر و ناپایدار
آغاز گفتارممکن است دشوار باشد، اما معمولاً نشانهٔ اصلی نیستتلاش برای شروع یا پیداکردن وضعیت گفتاری شایع‌تر است
اثر طول کلمههمیشه الگوی مشخص نداردمعمولاً کلمه و جملهٔ طولانی‌تر دشوارتر است
صدا و تنفساغلب می‌توانند درگیر شوندممکن است آهنگ گفتار تغییر کند، اما مشکل تنفس و صدا محور اصلی نیست
رزونانسممکن است تو‌دماغی یا کم‌دماغی شودمعمولاً ویژگی اصلی نیست
درمانتمرکز بر وضوح، سرعت، تنفس، صدا و راهبردهای ارتباطیتمرکز بر تمرین هدفمند برنامه‌ریزی حرکتی و تکرار ساختاریافته
علت‌های شایعسکته، پارکینسون، ALS، ام‌اس، فلج مغزی و بیماری‌های عصبیسکتهٔ مغزی، آسیب مغزی، تومور یا بیماری‌های عصبی خاص

تفاوت در الگوی خطاها: ثابت یا متغیر؟

یکی از سرنخ‌های بالینی مهم، ثابت یا متغیر بودن خطاها است.

الگوی خطا در دیزآرتری

در دیزآرتری، مشکل معمولاً از شیوهٔ اجرای حرکت‌ها ناشی می‌شود. بنابراین خطاها اغلب الگوی نسبتاً ثابتی دارند. برای نمونه، فرد ممکن است بیشتر صامت‌ها را با وضوح پایین ادا کند، سرعت گفتارش همیشه زیاد باشد یا صدایش در اغلب جمله‌ها آرام شنیده شود.

این به آن معنا نیست که دیزآرتری در طول روز تغییر نمی‌کند. خستگی، دارو، زمان روز و استرس می‌توانند شدت علائم را تغییر دهند؛ اما ماهیت کلی خطاها اغلب قابل‌پیش‌بینی‌تر است.

الگوی خطا در آپراکسی گفتار

در آپراکسی، فرد ممکن است یک کلمه را در تلاش اول اشتباه بگوید، در تلاش دوم شکل دیگری از خطا را نشان دهد و در تلاش سوم آن را درست تولید کند. او گاهی متوجه خطای خود می‌شود و برای اصلاح آن تلاش می‌کند.

برای مثال، اگر از فرد بخواهیم یک کلمه را چند بار تکرار کند، ممکن است هر بار الگوی متفاوتی از جانشینی، حذف، جابه‌جایی یا اعوجاج صداها دیده شود. این تغییرپذیری به گفتاردرمانگر کمک می‌کند تا احتمال آپراکسی را بررسی کند، اما به‌تنهایی تشخیص‌دهنده نیست.


آیا در دیزآرتری، فرد می‌داند چه می‌خواهد بگوید؟

در بسیاری از موارد، بله. فرد ممکن است کاملاً بداند چه می‌خواهد بگوید، واژهٔ مناسب را پیدا کند و حتی بتواند آن را بنویسد؛ اما گفتارش به‌علت ضعف، سفتی، کندی یا ناهماهنگی عضلات واضح نباشد.

با این حال، در آسیب‌های مغزی گسترده، دیزآرتری می‌تواند همراه با مشکلات دیگری مانند آفازی، اختلال شناختی یا اختلال بلع دیده شود. بنابراین، نباید صرفاً بر اساس یک علامت نتیجه‌گیری کرد.


آیا در آپراکسی گفتار، عضلات زبان و لب ضعیف هستند؟

معمولاً ضعف عضلانی، علت اصلی آپراکسی گفتار نیست. فرد ممکن است بتواند زبان یا لب‌های خود را در یک معاینهٔ ساده حرکت دهد، اما هنگام تلاش برای گفتن یک واژهٔ خاص، نتواند به‌سرعت و با ترتیب درست حرکت‌ها را سازمان‌دهی کند.

البته این موضوع نیز مطلق نیست. یک فرد می‌تواند آپراکسی گفتار و دیزآرتری را هم‌زمان داشته باشد. در چنین شرایطی، گفتاردرمانگر باید سهم هر اختلال را جداگانه بررسی کند.


تفاوت دیزآرتری و آپراکسی با آفازی چیست؟

آفازی، اختلال زبان است. فرد مبتلا به آفازی ممکن است در فهم زبان، نام‌بردن، پیداکردن واژه، ساختن جمله، خواندن یا نوشتن مشکل داشته باشد.

پرسش کلیدیدیزآرتریآپراکسی گفتارآفازی
آیا فرد پیام را می‌داند؟اغلب بلهاغلب بلهممکن است در بیان یا درک پیام مشکل داشته باشد
مشکل اصلی چیست؟اجرای حرکتبرنامه‌ریزی حرکتپردازش زبان
آیا نوشتن می‌تواند بهتر از گفتار باشد؟اغلب بله، اگر مشکل زبانی هم‌زمان نباشداغلب بله، اگر مشکل زبانی هم‌زمان نباشدممکن است نوشتن هم آسیب ببیند
آیا درک جمله ممکن است مختل شود؟معمولاً نهمعمولاً نهممکن است بله
نمونهٔ مشکلگفتار آرام و نامفهومتلاش و خطای متغیر در تولید واژهناتوانی در پیدا‌کردن واژه یا فهم گفتار

فردی که بعد از سکته دچار گفتار نامفهوم شده است، ممکن است فقط دیزآرتری داشته باشد؛ اما ممکن است آپراکسی، آفازی یا ترکیبی از این اختلال‌ها را هم تجربه کند. ارزیابی تخصصی، تنها راه تشخیص تفاوت‌هاست.

برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ اختلال زبان، صفحهٔ خوشه‌ای «آفازی چیست؟» باید از این مقاله به‌صورت داخلی لینک شود.


علت‌های شایع دیزآرتری و آپراکسی گفتار

علت هر دو اختلال معمولاً به آسیب یا بیماری در دستگاه عصبی مربوط است، اما ناحیه‌های درگیر می‌توانند متفاوت باشند.

علت‌های شایع دیزآرتری

  • سکتهٔ مغزی
  • پارکینسون
  • فلج مغزی
  • ام‌اس
  • ALS
  • آسیب مغزی
  • تومور مغزی
  • بیماری‌های مخچه
  • میاستنی گراویس
  • آسیب عصب‌های مغزی
  • برخی داروها یا مسمومیت‌ها

علت‌های شایع آپراکسی گفتار

  • سکتهٔ مغزی، به‌ویژه در نیمکرهٔ چپ مغز
  • آسیب مغزی ضربه‌ای
  • تومور مغزی
  • بیماری‌های تحلیل‌برندهٔ عصبی
  • برخی انواع زوال عصبی پیشرونده
  • بیماری‌های عصبی که شبکه‌های برنامه‌ریزی حرکتی را درگیر می‌کنند

مؤسسهٔ ملی ناشنوایی و سایر اختلالات ارتباطی آمریکا توضیح می‌دهد که آپراکسی گفتار، اختلالی عصبی است و در آن مغز برای هدایت درست حرکت‌های لازم جهت تولید گفتار با مشکل روبه‌رو می‌شود.

NIDCD: Apraxia of Speech


گفتاردرمانگر چگونه بین این دو اختلال تفاوت می‌گذارد؟

گفتاردرمانگر به یک نشانه اکتفا نمی‌کند. او مجموعه‌ای از مشاهده‌ها، نمونه‌های گفتاری و اطلاعات پزشکی را کنار هم می‌گذارد.

بخش‌های مهم ارزیابی

۱. گفتار خودانگیخته

درمانگر گفت‌وگوی طبیعی فرد را بررسی می‌کند: آیا فرد برای شروع کلمات تلاش می‌کند؟ سرعت گفتار چطور است؟ صدا چه کیفیتی دارد؟ آیا گفتار در جمله‌های طولانی تغییر می‌کند؟

۲. تکرار صدا، هجا، واژه و جمله

ممکن است از فرد خواسته شود صداها، هجاها، واژه‌های کوتاه و بلند یا جمله‌هایی با پیچیدگی متفاوت را تکرار کند. این بخش می‌تواند تغییرپذیری خطا، اثر طول کلمه و توانایی توالی‌سازی حرکات را روشن‌تر کند.

۳. معاینهٔ حرکتی دهان و صورت

درمانگر حرکت، سرعت، دامنه، قدرت، تقارن و هماهنگی لب‌ها، زبان، فک و کام را بررسی می‌کند. ضعف، لرزش، کاهش دامنه یا حرکات غیرارادی می‌توانند به نفع وجود دیزآرتری باشند.

۴. بررسی صدا، تنفس و رزونانس

صدای آرام، خشن، نفس‌آلود، تو‌دماغی یا ناپایدار بیشتر می‌تواند نشان دهد که سامانه‌های حرکتی گفتار درگیر هستند. البته درمانگر باید علت‌های غیرعصبیِ تغییر صدا را نیز در نظر بگیرد.

۵. بررسی زبان و شناخت

چون آفازی یا اختلال شناختی ممکن است هم‌زمان وجود داشته باشد، ارزیابی درک، نام‌بردن، خواندن، نوشتن و توجه نیز اهمیت دارد.

۶. بررسی تأثیر بر زندگی روزمره

ارزیابی فقط برای نام‌گذاری اختلال نیست. درمانگر باید بداند فرد در تماس تلفنی، محیط کار، مدرسه، جمع خانوادگی یا موقعیت‌های درمانی چه چالش‌هایی دارد و کدام هدف برای او اولویت بیشتری دارد.


درمان دیزآرتری و آپراکسی گفتار چه تفاوتی دارد؟

هر دو اختلال ممکن است از گفتاردرمانی سود ببرند، اما هدف‌ها و روش‌های درمانی می‌توانند متفاوت باشند.

درمان دیزآرتری

در دیزآرتری، درمان ممکن است روی موارد زیر تمرکز کند:

  • افزایش وضوح گفتار
  • کاهش سرعت گفتار یا تنظیم ریتم
  • افزایش بلندی قابل‌شنیدن صدا
  • هماهنگی بهتر تنفس و گفتار
  • بهبود دقت تلفظ در گفتار واقعی
  • استفاده از مکث و تأکید
  • کاهش فشار محیطی در مکالمه
  • آموزش خانواده و شریک ارتباطی
  • استفاده از نوشتن، تصویر، تلفن همراه یا ابزارهای ارتباطی جایگزین در صورت نیاز

به‌عنوان مثال، اگر مشکل اصلی فرد تندگویی و چسبیدن کلمات به هم باشد، تمرین‌های کنترل سرعت و مکث ممکن است اولویت داشته باشند. اگر صدای او بسیار آرام است، تمرکز درمانی می‌تواند بر تولید صدای قابل‌شنیدن و انتقال آن به موقعیت‌های روزمره باشد.

درمان آپراکسی گفتار

در آپراکسی گفتار، درمان معمولاً بر تمرین هدفمند و ساختاریافتهٔ برنامه‌ریزی حرکتی گفتار تمرکز دارد. بسته به ارزیابی فرد، درمانگر ممکن است از موارد زیر استفاده کند:

  • تکرار زیاد و هدفمند واژه‌ها یا عبارت‌های کاربردی
  • حرکت از هجاهای ساده به واژه‌ها و جمله‌های پیچیده‌تر
  • استفاده از سرنخ‌های دیداری، شنیداری یا لمسی
  • تمرین ریتم و آهنگ گفتار
  • تمرین واژه‌ها و جمله‌های ضروری زندگی روزمره
  • آموزش راهبردهای ارتباطی جبرانی
  • استفاده از ارتباط افزوده و جایگزین در موارد شدید

اصل مهم این است که درمان باید با تشخیص، شدت اختلال، علت زمینه‌ای، خستگی فرد و هدف‌های ارتباطی او هماهنگ شود.


آیا تمرین‌های دهانی برای دیزآرتری و آپراکسی مفید هستند؟

پاسخ کوتاه این است: برای همهٔ افراد و در همهٔ شرایط، نه.

تمرین‌هایی مانند حرکت‌دادن زبان، لبخندزدن یا فوت‌کردن ممکن است در برخی شرایط و با هدف مشخص کاربرد داشته باشند، اما صرف انجام تمرین‌های غیرگفتاری دهان، لزوماً گفتار را بهتر نمی‌کند. گفتار یک مهارت پیچیده و هدفمند است؛ بنابراین، تمرین درمانی باید ارتباط روشن با نیاز واقعی فرد در حرف‌زدن داشته باشد.

برای مثال، در فرد مبتلا به آپراکسی گفتار، تمرین توالی هدفمند صداها و واژه‌های کاربردی معمولاً مهم‌تر از تمرین عمومی حرکت زبان است. در فرد مبتلا به دیزآرتری، اگر مسئلهٔ اصلی کنترل تنفس یا سرعت گفتار باشد، تمرین باید همان سامانه را هدف بگیرد.

خانواده بهتر است از برنامه‌های عمومی شبکه‌های اجتماعی یا تمرین‌های بدون ارزیابی فردی، به‌عنوان جایگزین گفتاردرمانی استفاده نکند.


نقش خانواده در گفت‌وگو با فرد مبتلا به دیزآرتری یا آپراکسی

خانواده بخشی از مسیر توانبخشی ارتباط است. شیوهٔ واکنش اطرافیان می‌تواند فشار مکالمه را کاهش دهد یا آن را بیشتر کند.

راهکارهای مفید

  1. در محیط کم‌صدا و با تماس چشمی گفت‌وگو کنید.
  2. به فرد زمان بدهید تا پیامش را کامل کند.
  3. جملهٔ او را حدس نزنید و به‌جای او پاسخ ندهید؛ مگر اینکه خودش درخواست کند.
  4. اگر متوجه نشدید، محترمانه مشخص کنید کدام بخش را نفهمیده‌اید.
  5. از پرسش‌های انتخابی استفاده کنید: «منظورت دکتر بود یا داروخانه؟»
  6. از نوشتن، اشاره، عکس، پیامک یا تایپ کمک بگیرید.
  7. گفت‌وگوهای مهم را زمانی انجام دهید که فرد خسته نیست.
  8. تمرین‌ها و راهبردهای توصیه‌شده توسط گفتاردرمانگر را در موقعیت واقعی زندگی به‌کار ببرید.

چه زمانی باید فوراً به اورژانس مراجعه کرد؟

تغییر ناگهانی گفتار، حتی اگر فقط به‌شکل نامفهوم‌شدن کلمات باشد، می‌تواند علامت سکتهٔ مغزی باشد. اگر این تغییر همراه با ضعف یا بی‌حسی صورت، دست یا پا؛ اختلال تعادل؛ تاری دید؛ گیجی یا سردرد شدید ناگهانی است، باید فوراً با اورژانس تماس بگیرید.

راهنمای CDC دربارهٔ علائم سکتهٔ مغزی بر اهمیت تشخیص سریع علائم و دریافت کمک فوری پزشکی تأکید می‌کند.

در این شرایط، منتظر نمانید تا ببینید گفتار فرد بهتر می‌شود یا نه. زمان شروع علائم را در صورت امکان یادداشت کنید و کمک اورژانسی بگیرید.


دیدگاه درمانگر

در ارزیابی گفتار، نامفهوم‌بودن کلمات فقط نقطهٔ شروع است. من تلاش می‌کنم بدانم فرد در کدام مرحله بیشتر مشکل دارد: آیا عضلات گفتار نمی‌توانند حرکت را با قدرت و هماهنگی کافی اجرا کنند؟ یا فرد برای یافتن و ترتیب‌دادن حرکت‌های لازم برای تولید یک کلمه دچار دشواری است؟

این تفاوت برای خود فرد نیز مهم است. بعضی مراجعان سال‌ها شنیده‌اند که باید «بیشتر تمرین کنند» یا «شمرده‌تر حرف بزنند»، اما تمرینی که با نوع اختلال آن‌ها هماهنگ نباشد، اغلب باعث خستگی و ناامیدی می‌شود. درمان مؤثر از یک ارزیابی دقیق آغاز می‌شود و باید روی پیام‌های واقعی زندگی فرد تمرکز داشته باشد: گفتن نیازهای روزمره، صحبت با خانواده، تماس تلفنی، حضور در محل کار یا مشارکت در جمع.


پرسش‌های متداول

آیا فرد می‌تواند هم‌زمان دیزآرتری و آپراکسی گفتار داشته باشد؟

بله. به‌ویژه پس از سکتهٔ مغزی یا آسیب مغزی، ممکن است هر دو اختلال هم‌زمان وجود داشته باشند. در این شرایط، گفتاردرمانگر برنامهٔ درمان را با توجه به سهم هر اختلال طراحی می‌کند.

آیا آپراکسی گفتار همان آفازی است؟

خیر. آپراکسی گفتار اختلال برنامه‌ریزی حرکتی گفتار است، اما آفازی اختلال زبان محسوب می‌شود. با این حال، آپراکسی و آفازی ممکن است هم‌زمان رخ دهند.

آیا دیزآرتری همیشه با ضعف زبان و لب همراه است؟

خیر. نوع و شدت دیزآرتری متفاوت است. در برخی افراد، ضعف واضح وجود دارد؛ در برخی دیگر، مشکل اصلی بیشتر به کنترل سرعت، هماهنگی، تون عضلانی یا حرکات غیرارادی مربوط می‌شود.

آیا گفتاردرمانی برای هر دو اختلال مفید است؟

گفتاردرمانی می‌تواند در مدیریت هر دو اختلال نقش مهمی داشته باشد، اما نوع تمرین، هدف‌های درمان و شدت مداخله باید برای هر فرد جداگانه تعیین شود.

آیا گفتار نامفهوم ناگهانی می‌تواند فقط از خستگی باشد؟

خستگی می‌تواند وضوح گفتار را کاهش دهد، اما گفتار نامفهوم ناگهانی، به‌خصوص همراه با ضعف صورت یا اندام، گیجی یا اختلال تعادل، باید فوراً از نظر سکتهٔ مغزی بررسی شود.


جمع‌بندی

دیزآرتری و آپراکسی گفتار هر دو اختلال حرکتی گفتار هستند، اما در یک نقطهٔ کلیدی تفاوت دارند: در دیزآرتری، اجرای عصبی‌عضلانی حرکت‌های گفتار آسیب می‌بیند؛ در آپراکسی گفتار، برنامه‌ریزی و توالی‌سازی حرکت‌ها دچار مشکل می‌شود.

خطاهای نسبتاً ثابت، تغییر صدا، تنفس، رزونانس و ضعف یا کندی حرکتی بیشتر می‌توانند به دیزآرتری اشاره کنند. خطاهای متغیر، تلاش برای شروع واژه و دشواری در کلمات یا جمله‌های طولانی‌تر، بیشتر با آپراکسی گفتار هم‌خوانی دارند. با این حال، تشخیص نهایی به ارزیابی دقیق گفتاردرمانی و بررسی علت پزشکی زمینه‌ای نیاز دارد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا